صفحه نخست گفتگو زنان پنج لحظه بی انتها گفت و گو با مدیر صفحه فیس بوک پنج در پنج / آرنوش ازرحیمی
آگهی
آگهی
آگهی
آگهی
آگهی
آگهی

پنج لحظه بی انتها گفت و گو با مدیر صفحه فیس بوک پنج در پنج / آرنوش ازرحیمی

چند هفته پیش تر پیامی در شبکه های اجتماعی اینترنت منتشر شد. این پیام از طرحی سخن می گفت که مبارزه با حجاب اجباری از طریق یکی از کم هزینه ترین روش های مقاومت مدنی را در دستور کار خود قرار داده بود.

اما آیا این روش کم هزینه، پرفایده خواهد بود؟ برای آشنایی با چند و چون این ایده که به پنج در پنج معروف شد با مدیر صفحه فیس بوک پنج در پنج به گفت و گو نشستم. برای حفظ امنیت ایشان از ذکر نام معذورم.

 

لطفا بفرمایید که ایدۀ پنج در پنج از کجا آمد؟ و چرا این شیوه انتخاب شده؟

راستش ماجرا از یک جمع صمیمانۀ دخترانه شروع شد. یکی گفت دقت کرده‌اید اوایل انقلاب می‌گفتند: «یا روسری، یا توسری»؟ حالا هم توسری را می‌خوریم، هم روسری را می‌پوشیم؟ یکی به نقل از مادرش گفت طالقانی گفته بود «حالا یک روسری روی سرتان بیاندازید، به جایی برنمی‌خورد»، اما مثل این که دارد به خیلی جاها برمی‌خورد! بعد شروع کردیم به فهرست کردن جاهایی که مادرانمان بعد از ماجرای اجباری شدن حجاب  در مقابل حقشان مجبور به عقب نشینی شده بودند: قانون ارث، قانون دیه، حق حضانت، حق طلاق، ازدواج در سن پایین، منع قضاوت، چندهمسری و بعد بالاخره به نسل خودمان رسیدیم: حق تحصیل! این یکی داشت جلوی چشم خودمان اتفاق می‌افتاد: با سهمیه‌بندی جنسی دانشگاه‌ها، در واقع داشتند حق تحصیل را از دختران می‌گرفتند.

نشستیم و به راه‌حل‌های ممکن فکر کردیم. دیدیم برای خیلی از راهکارها، هنوز اتحاد کافی در خودمان نمی‌بینیم. از کسی هم نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم کار و زندگی و جان و عمرش را کف دست بگیرد و در اجتماعاتی اعتراضی در خیابان شرکت کند. علاوه بر این، حکومت جمهوری اسلامی در چند وقت اخیر، با هر نوع اجتماعی برخورد خشن و قهرآمیز کرده بود. نمی‌توانستیم از کسی انتظار داشته باشیم برای بقیه «شهید» شود.

یکی از دوستان در شبکه‌های اجتماعی فعال بود. پیشنهاد داد اخبار ظلم‌هایی را که به زنان می‌رود تا حد ممکن بازنشر کنیم با این قصد که آگاهی مردم بالا برود. اما آیا به اندازۀ کافی از اینترنت خبر بد نشنیده بودیم؟ آیا آگاهی ما به شکل تهوع‌آوری به سر حد انفجارش نرسیده بود؟ تا چه زمان می‌خواستیم فقط با حرکات ماوس و ضربات کیبورد، در برابر این حجم از اجحاف و حق‌کشی عکس‌العمل نشان دهیم؟ چیزی در جان ما بود که می‌خواست کاری عملی انجام دهد. می‌خواست از پای کامپیوتر بلند شود، دست آنهایی را که از فیس‌بوک و تویتر چیزی نشنیده‌اند بگیرد و کاری کند کارستان. اما چه کاری؟ برای هر کاری اتحاد لازم بود و این اتحاد چیزی بود که می‌شناختیمش، اما هرگز آن را تمرین نکرده بودیم.

بعد ماجراهای «آب بازی» و «خز بازی» و «فانوس بازی» را به خاطر آوردیم. مردم در واقع دوست داشتند «با هم» کارهایی انجام دهند زیبا، شورانگیز یا صرفاً خنده‌دار. شبکه‌های اجتماعی هم کاربرد خود را در این مورد ثابت کرده بودند. حالا دیگر ایده کم کم داشت شکل می‌گرفت. فردای آن روز، این متن به همان شبکه‌های اجتماعی رفت:

چه کسی همراهی می‌کنه که هر هفته پنج‌شنبه ساعت پنج، اگه توی خیابان بودیم، برای یک لحظه حجاب برداریم؟

در این حد که روسری رو باز کنیم، اجازه بدیم موها یه لحظه هوا بخوره، بعد دوباره ببندیم؟

اگر هم خطری در اون نزدیکی‌ها بود که این کار رو نمی‌کنیم. اما اگه همه چیز امن بود...؟

ایده به همین سادگی بود. خطری نداشت. نه مثل الله اکبر گفتن بر پشت بام بود که محل خانه را لو بدهد، نه لازم بود دست‌بند سبز یا علامتی همراهت باشد که به عنوان مدرک جرم علیه تو استفاده شود، نه مکان مشخصی داشت مثل آب‌بازی و فانوس‌بازی که پلیس بتواند از قبل در آنجا نیرو پیاده کند. ساده برای اجرا بود. تمرین با هم بودن بود اما به راحتی قابل گسترش بود و« تمرین» خودش می‌توانست «هدف» شود. مانند اعتراض پراکنده و محصور در دنیای اینترنت نبود که در چند کلیک خلاصه شود. حرکتی بود که در جهان واقعی و در خیابان رخ می‌داد، اما از قدرت شبکه‌های اجتماعی برای هماهنگی و خبررسانی می‌توانست استفاده کند.

در زندگی روزمره، روسری از سر خیلی از ما می‌افتد. حالا این اتفاق ساده، را همزمان می‌کنیم برای حرکت به طرف هدفی بالاتر: رفع حجاب اجباری. اگر موفقیت آمیز بود، به خود ثابت کرده‌ایم که می‌توانیم با هم باشیم. می‌توانیم تمام تلاش‌های جسته و گریخته را از این سو و آن سو در یک آبراهه جمع کنیم و از این سیل استفاده کنیم برای فتح یک به یک سنگرهایی که مادرانمان از آن بیرون شدند. برای به دست آوردن تمام حق‌های دریغ شده.

ایده به سرعت در شبکه‌های اجتماعی دهان به دهان شد و موافقان بسیار و صد البته مخالفانی هم یافت.

مثلاً مخالفانی بودند که این کار را حقیر می‌دانستند و بر این باور بودند که باید یک کار درست و حسابی انجام شود. خوب، ما هم معتقد بودیم کاری است درست و حسابی. حجاب اجباری نمود بیرونی تمام ظلم‌هایی است که به زنان این کشور می‌رود. مانند مجسمه‌ای کریه بر کوه تحقیر زنان ایستاده است. هر مردی به راحتی می‌تواند به زنان کنایه بزند: «شما حتی حق پوشیدن لباس دلخواه خود را ندارید، حالا ادعای حق طلاق و حق حضان فرزند و دیه برابر و ارث مشابه و تحصیل در دانشگاه و... می‌کنید؟»

برای عده‌ای کار کوچکی به نظر می‌رسید. طبیعی هم هست: کارهای بزرگ را ناگهان و به یک باره انجام نمی‌دهند. آن را به کارهای کوچک و انجام پذیر تقسیم می‌کنند. هر مرحله که انجام شد، سراغ مرحلۀ بعدی می‌روند.

برای برخی، این حرکت در ادامۀ جنبش سبز تلقی می‌شد و گروهی هم تصور می‌کردند زنان و دخترانی که در حال پیوستن به این طرح هستند، قصد براندازی نظام را دارند و معتقد بودند با چنین حرکت ساده‌ای کسی نمی‌تواند حکومتی را از جا بکند. پاسخ ساده بود: کسی قصد ندارد با این حرکت یک نظام را ساقط کند یا رأی کسی را پس بگیرد. این طرح ربطی به جنبش سبز (اگر سبز را فقط در گسترۀ انتخابات اخیر بدانیم) ندارد. ما خواستار این بودیم که در نظام فعلی یا هر نظامی که قرار است حکومت کند، امر حجاب، یک امر اختیاری باشد، نه اجباری.

در همین چند هفته، مخالفت‌ها و حمایت‌هایی گرم و صمیمانه به اشکال مختلف وجود داشته‌اند. می‌توان گفت که این کودک زاییده شده و دارد از پستان هزار خواهر شیر می‌خورد. به زودی برپای خود خواهد ایستاد و باعث غرور ما خواهد شد.

به نظر شما تا چه حد این حرکت فراگیر خواهد شد و آیا شما به دنبال تبدیل آن به یک جنبش هستید؟

تا امروز، چند هفته از شروع طرح می‌گذرد. بسیج و گروه‌های موسوم به «ارزشی» احساس خطر کرده‌اند و مخالفت‌های خود را در قالب توهین‌های جنسی آغاز نموده‌اند. از سوی دیگر هر هفته زنان و دختران بیشتری به این طرح می‌پیوندند. اما به اعتقاد ما، طرح فعلاً در قدم‌های اول است و تا این که طنین و اثر آن در همه جا شنیده شود راه درازی در پیش دارد.

طرح به خودی خود قابلیت گسترش دارد و قدم‌های بعدی را هر کسی می‌تواند حدس بزند: اول پنج ثانیه، بعد ده ثانیه، سی ثانیه، یک دقیقه، پنج دقیقه، ساعت، روز، تمام هفته. در آغاز با هزار نفر، در پایان با هزاران نفر.

دقت کنید که این طرح منحصر به افرادی که به اینترنت و فیس‌بوک دسترسی دارند نیست. این طرح که پنج در پنج نام گرفته، در خیابان اجرا می‌شود. لحظه‌ای را پیش خود تصویر کنید که ده‌ها زن به صورت هماهنگ در یک ساعت و دقیقۀ خاص، روسری از سر باز می‌کنند. این حرکت همزمان، ایجاد سوال می‌کند و وقتی که پرسش‌ها پاسخ داده شد، به سرعت زبان به زبان می‌چرخد و اعضای جدید پیدا می‌کند. هر کس که معتقد به این باشد که به عنوان انسان حق دارد پوشش خود را، خود انتخاب کند، می‌تواند عضوی از این طرح باشد. نیازی به آنلاین شدن و لایک زدن صفحه‌ای یا ارسال ایمیلی یا حرکت عجیب و غریب خاصی نیست.

به همین دلایل بر این باوریم که از نقطه‌ای به بعد، این حرکت، خواه ناخواه فراگیر خواهد شد و مهم نخواهد بود که اسمش را چه بگذاریم: طرح، جنبش، میثاق، نبرد....

آیا فکر نمیکنید شیوه ای که برگزیدید زنانه است؟ مردان چگونه میتوانند به شما یاری برسانند؟

برای بسیاری مشکلات، باید راه‌حلی جست از جنس همان مشکل. مصائب زنانه، راه‌حل‌های زنانه هم دارند. اما از طرفی این طرح، بدون کمک همۀ کسانی که فارغ از جنسیتشان، معتقد به اختیاری بودن حجاب هستند، به جایی راه نمی‌برد. هرچند در نهایت امر، این خود ما هستیم که باید دست به کار شویم. منفعل نشستن و انتظار برای این که دل کسی به رحم بیاید و کاری برای ما کند، راه به جایی نمی‌برد.

مردان در این طرح در دو شاخۀ اصلی می‌توانند یاری‌رسان باشند. اول گسترش خبر است. چه از طریق شبکه‌های اجتماعی، چه از طریق ارسال ایمیل به زنان و دختران آزاداندیشی که می‌شناسند و حدس می‌زنند از این طرح بی‌اطلاع هستند و چه از طریق صحبت در جمع‌های خانوادگی و تاکسی و اتوبوس‌ها.

در شاخۀ دیگری که انتظار همراهی و همدلی از آنها داریم، بحث متلک‌گویان کوچه و خیابان است در لحظۀ مواجهه با افرادی که پنج در پنج را اجرا می‌کنند. متأسفانه همه تجربه‌هایی از این دست داشته‌ایم و می‌دانیم که مرسوم شده برخی افراد از فرهنگ‌های فرودست، اوقات خود را به اختراع و بازگویی متلک بگذرانند. در مورد این طرح حتی حدس می‌زنیم حکومت، باعلاقۀ فراوان، به این کار دامن بزند. در این‌جا مردانی که از طرح خبر دارند، می‌توانند وارد عمل شوند و به هر شکلی که صلاح می‌دانند برخوردی عاقلانه کنند.

از جمله انتقادات وارد شده به طرح پنج در پنج این است که دختران محجبه ای که خواستار رفع حجاب اجباری هستند نمیتوانند با آن همراهی کنند. پاسخ شما چیست؟

فرض می‌کنم منظور از «دختران محجبه» در سوال شما، افرادی هستند که حجاب را به اختیار خود انتخاب کرده‌اند و از بخت خوش، انتخاب آنان در راستای قوانین وضع شده قرار گرفته است.

نه تنها این افراد، که انتخابشان بسیار مورد تأیید و احترام ما هم هست، که ایرانیان خارج از ایران که مشارکت به شکل ترک حجاب، در شرایطشان معنایی ندارد، می‌توانند به روشی که در مورد مردان عرض شد همکاری کنند. علاوه بر این، کمی که جلوتر برویم، نیازمند حمایت جمع کثیری از حقوقدانان و دین‌شناسانی هستیم که دین و احکام قضا را به روش غیرانسانی و زن‌ستیز تفسیر نمی‌کنند.

آشنا کردن مردم با قرائت غیروحشیانه از دین اسلام، کاری است که قطعاً در راستای کمک به طرح ما و کمک به همۀ تلاش‌های ظلم ستیزانه خواهد بود.

گام بعدی چیست؟

از یک جنبه گام‌های بعدی واضح است و همانها هستند که قبلاً عرض کردم. مهم است که بدانیم طرح به شکل یک موجودیت ازلی و ابدی طراحی نشده است. هدف آن مشخص و شفاف است. امروز به دنیا آمده، فردا با رسیدن به هدفش کنار می‌رود و راه را برای تلاش‌های بعدی باز می‌کند. امیدوارم با این تمرین یاد بگیریم چگونه با هم باشیم و با کمک هم، حق‌های دریغ شده را یکی یکی بازپس بگیریم.

و سخن آخر...

صحبت‌ها گفته شد و بیشتر از این به ملال خواهد کشید. آدرس فیس‌بوکی طرح
www.facebook.com/Iran5x5 است.

در آخر باز هم تأکید می‌کنم: این طرح شهید و چریک لازم ندارد. دختران و زنانی شاد می‌خواهد که برای به دست آوردن حقوقشان ساکت نمی‌نشینند و نمی‌خواهند اشتباه مادرانشان را در خزیدن به کنج خانه، تکرار کنند.

مصاحبه گر: آرنوش ازرحیمی

منبع: ماهنامه خط صلح

برای دریافت ماهنامه خط صلح اینجا کلیک کنید

 

اخبار جدید
آگهی
آگهی
آگهی
جستجو